مشروح سخنرانی عالمانه حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید جوادی غزنوی (مورخ 19 رمضان المبارک 1436 مصادف با 17/4/1394)
مشروح سخنرانی عالمانه حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید جوادی غزنوی که به مناسبت ضربت خوردن حضرت امیرالمونین علی(علیه السلام) (مورخ 19 رمضان المبارک 1436 مصادف با 17/4/1394) در جمع علما و مهاجرین مقیم قم در دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی) ایراد گردید.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین بارئ الخلائق اجمعین و الصلاة و السلام علی محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و علی آله الطبین الطاهرین المعصومین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین قال الله الحکیم فی کتابه بسم الله الرحمن الرحیم إنما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون صدق الله العلی العظیم.
ایام سوگواری و شهادت مظلومانه منادی عدالت و آزادی، شهادت منادی برابری و برادری مولی الموحدین امیر المؤمنین علی بن ابیطالب(ع) را تسلیت و تعزیت عرض می کنم. تسلیت و تعزیت عرض می کنم برای جهان اسلام و بلکه برای جهان بشری برای اینکه عدالت مجسم را از دست داده است. تسلیت و تعزیت عرض می کنم برای شما حضار محترم و گرامی حاضر در محفل روزه داران و عزاداران مولانا امیر المؤمنین(ع) تسلیت و تعزیت عرض می کنم برای مراجع عالی دینی به خصوص تسلیت عرض می کنم برای مرجع عظیم الشأن مرجع عالی دینی مرجع تقلید حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی حفظه الله تسلیت و تعزیت عرض می کنم برای بانیان محفل اعضای محترم این دفتر شریف. اعظم الله اجورنا و اجورکم.
درباره شخصیت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام سخن بسیار می توان گفت. راه باز و جاده دراز است به تعبیر طلبه ها وسعت و سعه وجودی علی بن ابیطالب علیه السلام به گونه ای هست که هر کس که بتواند و تا آنجا که بتواند درباره مولا سخن هست. خود امیر المؤمنین درباره خودش یک تعبیری دارد در نهج البلاغه که هم جایگاه خودش را مشخص می کند و هم دست ما و دست خطیب را باز می گذارد.
فرمود ینحدر عنّی السیل و لا یرقی عنّی الطیر؛ از قله های وجود من چشمه ساران حکمت جاری است و هیچ مرغ اندیشه ای را یارای پرواز به بلندای این قله ها وجود ندارد ینحدر عنی السیل و لا یرقی الیّ الطیر. او علاوه بر اینکه جانشین خاتم پیامبران است جانشین آخرین پیامبر خداست به تعبیر حدیث شریف منزلت، حدیث منزلت یعنی منزل و جایگاه امیر المؤمنین را مشخص می کند او علاوه بر اینکه جانشین رسول خداست فرمود انت منی بمنزله هارون من موسی علاوه بر اینکه جانشین است جان پیغمبر خدا هست.
هزار نکته باریک تر از مو اینجاست گویا از پیغمبر خدا پرسیده شد نسبت حسنین به شما معلوم است معلوم شد نسبت فاطمه زهرا به شما معلوم است معلوم شد نسبت علی به شما چیست؟ فرمود ذاک نفسی. یک جمله است یک کلمه است کل موقعیت تاریخی و علمی و اعتقادی علی را مشخص می کند فرمود ذاک نفسی او جان پیامبر است. جان چه کار می کند نسبت به جانان جان چه کار می کند به صاحب جان؟ جانشین چه کار می کند نسبت به صاحب اصلی جان؟قدر مسلم به طور عادی و به طور طبیعی شمه ای از وجود صاحب جان را باید برخوردار باشد خصوصیات وجودی در جانشین موجود باشد حداقل شمه ای از آنچه که او برخوردار است جانشین باید برخوردار باشد.
لذا برای پیامبر وحی می آمد پیامبر رسالت داشت پیامبر نبوت داشت پیامبر صدای به زمین افتادن شیطان را می شنید پیامبر نور می دید امیر المؤمنین علی بن ابیطالب(ع)در حضور پیامبر ادعا کرد فرمود انی اری نور الوحی و الرسالة همان گونه که برای شما وحی و ابلاغ می رسد هنگام ارسال وحی من ابن ابیطالب هم نور وحی را مشاهده می کنم. فرمود اری نور الوحی و الرسالة من نور وحی و رسالت را می بینم و اشمّ ریح النبوة این رسالت و وحی یک عطری دارد رایحه و بویی دارد فرمود من رایحه نبوت را هم استشمام می کنم.
و اشمّ ریح النبوة و لقد سمعت رنّة الشیطان حین نزول الوحی شیطان که به زمین می افتد من صدای افتادن او را هم می شنوم یا رسول الله نگاه کن نظر شما چیست و پیامبر تمام قد دریافت های علی را تصدیق کرد فرمود انک تری ما اری و تسمع ما اسمع لکنک لست بنبی و انک بوزیر و انک علی خیر. تصدیق می کنم من دریافت های تو را یا علی. منتهی فرق من و تو این است که من مستقیم وحی را از خداوند و فرشته ها می گیرم وحی برای من می شود برای اینکه رسولم و تو رسول نیستی شما پیامبر نیستی منتهی وزیر من هستی و همیشه بر سبیل خیری!
کسی نیاید و بگوید که شیعه معتقد است که بر ائمه شان وحی می شود از جمله مثلا می گویند بر امیر المؤمنین وحی می شد و او وحی را می دید کسی نیاید بگوید برای اینکه  او پیامبر نبود منتهی این اشراف را این نورانیت امیر المؤمنین داشت که نور وحی را استشمام کند و رؤیت کند مگر این چیز خیلی زیادی است؟ اگر یک آدم خاکی در عالم خاکی در اثر دائم الصوم و دائم الصلوة بودن ذهنش روشن شود و اشراف کند آیا چیز زیادی است اگر امروز این آدمهای خاکی در اثر نورانیت باطن نوری بگیرد که قرآن کریم را به گونه ای دریافت کند که گویا بر او نازل شده مگر عیبی دارد مگر منعی وجود دارد؟
علامه اقبال لاهوری که به برداشت های من و شما یک فرد عادی بود یک فیلسوف بود منتهی فیلسوف اشراقی ذهنش روشن بود او در کتابش دارد که وقتی من قرآن کریم را می خواندم پدرم می آمد از کنارم عبور می کرد یا می نشست یا صدای من را دریافت می کرد همیشه به من می گفت که محمد قرآن کریم را به گونه ای بخوان که گویا بر تو نازل شده است یعنی دریافت نو و جدید و تازه ای آدم باید از کتاب شریف داشته باشد مگر این خیلی استبعاد دارد.
حضرت آیت الله العظمی بروجردی در چهل سال قبل پنجاه سال قبل، شصت سال قبل آمدند خدمتش گفتند که یک کسی دلش روشن شده بی سواد بی سواد می تواند قرآن را بخواند در همین مناطق مرکزی اراک همدان سوادی نداشت دلش روشن شد می توانست قرآن را بخواند آوردند خدمت آقا، آقا فرمودند شما 5 سطر قرآن بنویسید یک سطر عربی بنویسید قاطی کنید. این آقای محترم هر چه قرآن بود می توانست بخواند به جمله عربی که رسید گیر کرد گفتند چرا نخواندی گفت چون بقیه جملات نور داشت اما این نداشت و من نتوانستم بخوانم!
عربی اگر مبین هم باشد عربی است دیگه فارسی هر چه فارسی هم باشد دری وری است دیگر عربی هر چه مبین هم باشد عربی است ولی قرآن نور است. هر کس دلش روشن باشد که همه کس ها باید دلش روشن باشد اگر نیست تقصیر قصور ماست خیلی استبعاد دارد که امیر المؤمنین این ادعا را بکند؟ از خیلی ها بعید نیست چه برسد به امیر المؤمنین و پیامبر او را تصدیق کرد و کسی نگوید شیعه می گوید به ائمه ما وحی می شود وحی نیست.
خود امیر المؤمنین علی بن ابیطالب به صراحت فرمود در کتاب شریف اصول کافی ما هست که گفت أنا عبد من عبید محمد صلی الله علیه و آله. کسی ادعا نکند که امیر المؤمنین ادعای رسالت کرده فرمود من بنده ای دست پروده ای از بندگان خاتم پیامبران هستم و این مقام برای امیر المؤمنین ادعا شد و از سوی پیامبر تصدیق شد. پیامبر برای امت چه کار کرد تمام آنچه که خاتم پیامبران انجام داد امیرالمؤمنین هم برای امت انجام داد یک آیه ی شریف در قرآن کریم راجع به خاتم پیامبران است که فرمود النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم.
خوب پیامبراز جان مردم به جانشان نزدیک تر است پیامبر خدا هم از جان مردم به جانهایشان نزدیک تر است هم مقرب تر است هم اولی تر است هم دلسوز تر است النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم به دست ما طلبه ها که بدهند چه برسد به مفسرین، هزار معنی ازش درمی آوریم حالا چه با ذوق، بعضی تفسیرها خوب ذوقی است استدلالی نیست ذوق آقا چون شاعرانه است یک آیه را می گیرد چند پهلو معنی می کند ذوقش می کشد چون بعضی ها شاعرند دیگر، شعرش در حالتش جاری شد ده معنا می کند استدلالی نیست.
اگر یک ملایی پیدا شد یقه اش را می گیرد می گوید بیا پایین این را از کجا در آوردی؟ این مفسرینی که در رادیو تلویزیونها حرف می زند و خود را مفسر می گوید چاشنی ذوق دارد این استدلال نیست حالا خوب ذوق هم یک نمک است دیگر قابل قبول است ولی محکم نیست اسکلتی است که آجرنما کار کنیم ولی سیمان نریزند از این آیات شریف با ذوق خیلی چیزها می شود در آورد محکم نیست ولی نمکین است.
فرق استدلال با ذوق همین است هم علما می دانند که می دانند هم مؤمنین می دانند که فرق تفسیر ذوقی و تفسیر استدلالی چیست از این ایات شریف که النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم ده ها معنا ما طلبه ها می توانیم در آوریم یعنی پیش پا افتاده ایم نامش بر روی خودش است طلبه نه عالم. نبی به مردم از خودشان نزدیک تر است مقرب تر است و دلسوز تر است.
روی این جمله ها به خاطر وضعیت جهان اسلام تکیه می کنم به خاطر سرنوشت خود سرنوشت امت و سرنوشت کافه جهان اسلام که امروز بیشتر از هر روز دیگر بیچاره تر است به زمین خورده تر است خاکمال تر و خاکسار تر است و بی کس تر است و مهم تر این که از همه جهان بشری امروز بی کس تر است النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم او دلسوز بود، برعکس امروز که جهان اسلام کسی ندارد جهان اسلام صدتا شاهد می آورند که چقدر کلاه سرش رفته و به زمین خورده است چقدر بی کس است یک جمله را مثال عینی می دهم که یاد شما بماند کتابی نشود کتابی خیلی چیزهاست کتابها را موریانه هم می تواند بخورد خیلی ها موریانه کتاب است.
من روحانی ای را می شناسم از هم شهری خود ما که خدا حفظش کند ده تا کتاب محکم استخوان دار اسکلتی نوشته نه ذوق اسکلت دار با کانکرت نوشته یعنی محکم محکم است در همین حوزه در کنار شما ولی شما اسمش را نشنیده اید متأسفانه. به خاطر چی؟ به خاطر این که الحمد لله لای کتاب است سرش را از کتاب بیرون نیاورده نه کسی او را می شناسد نه او کسی را می شناسد نه به زمین کار دارد نه به آسمان کار دارد به تعبیر بعضیها ، بعضی ها موریانه کتابند همیشه نمی شود کتابی حرف زد در کتاب خیلی چیزها هست خیلی چیزها هم نیست. به تعبیر آن عالم کابلی خود ما که می گوییم من این خرافات را سر منبر می گویم می پرسم از کجا می گویی این دری وری ها را؟ در کجا نوشته؟ می گوید در کتاب نوشته در کتابی که پشت چرمی هم هست یعنی محکمم هست بعد می گوییم هر کتاب پشت چرمی باید مدرکش محکم باشد؟
به رخ من نیاور با که کتاب پشت چرمی می خوانی ممکن است خیلی سست باشد خیلی چیزها در کتاب آمده نباید بخوانیم خیلی چیزها در کتاب نیامده آن ها را باید بگوییم مهم آن است چیزها نگفته را باید گفت هزار نکته ز مو باریک تر اینجاست ملای خوب با عرض معرضت ملایی است که حرفهای نگفته را بگوید شما هزار کانال ماهواره ای و تلویزیونی باز کنید صد تا کانال شیعی و اسلامی باز کنید که بعضی اسلام آمریکایی پخش می کنند به قول آقا بعضی اسلام لندنی پحش می کنند بعضی ها شیعه آمریکایی پخش می کنند بعضی ها شیعه لندنی پخش می کنند بعضی ها حزب اللهی پخش می کنند بعضی شیعه پخش می کند.
بعضی سنی پخش می کند هرچه را که باز کنید می بینید به درد زمین شما نمی خورد تکرار مکررات من می گویم ملایی باشد که یک چیزهای نگفته را هم به جهان اسلام بگوید جهان اسلامی که تکیه من این است که کسی را ندارد مهم این است کس خود را از دست داده است یک نکته در ماه مبارک رمضان که شروع شد وقتی من این سخن را شنیدم کلی داغ بر سینه حقیر گذاشته شد.
شما را نمی دانم شنیدید یک غیر مسلمان معلوم نیست چه دینی دارد توهین نمی کنیم هر دینی که داشته باشد محترم است به هر حال مسلّم غیر مسلمان بود، یک شخصیت جهانی یک غیر مسلمان، از رهبران جهان اسلام و از رهبری ام القری خواست که شما حداقل به احترام ماه مبارک رمضانتان کشتار نکنید یعنی هیچ عالمی هیچ آقایی در جهان اسلام هیچ منادیی هیچ حلقوم پاره ای هیچ حنجره ای در جهان اسلام نبود که از ام القری بخواهد و هیچ گوشی هم نبود که به دهن یک عالم گوش بدهد یعنی جهان اسلام اینقدر بیچاره و به هم ریخته شده است یک غیر مسلمان از جهان اسلام رهبری ام القری می خواهد شما به احترام رمضان کشتار را قطع کنید و تازه برای این حرف یک تره هم خورد نشد همان آش و همان کاسه همان خرک و همان درک. تعبیری بالاتر از این برای این جهان اسلام من پیدا نمی توانم شاید در جای دیگر این حرف قبیح باشد به خصوص روی منبر  اما در این مورد قبیح نیست. همان آش و همان کاسه همان خرک و همان درک.
النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و همین سخنی که قرآن درباره پیامبر می گوید امیر المؤمنین علی بن ابیطالب که دروغ در وجود او راه ندارد. شما همین بازاری قسم بخورد تردید می کنید ولو این که حاج آقا باشد حلقش خشکیده باشد نشانه این باشد که روزه دارد شما اگر بازاری قسم بخورد پیشانی اش هم پینه بسته باشد از بسیاری نماز شب شک می کنید؛ ملایی که با شما حرف می زند قسم بخورد تردید می کنید چون خیلی ها به خیلی از ملاها هم اعتبار نمانده متأسفانه معلوم نیست ملا چه خورده چه می گوید از کجا می خورد چه می گوید وقتی هم حرف می زند خیلی از شما تردید می کنید برای اینکه امروز در جهان اسلام تردید نسبت به ملا بیشتر از هر روز دیگر است برای اینکه هر ملای کِبَر که قابل قبول نیست ملای ما ملای کبری است متأسفانه، ملا راکتی است حرف ملای راکتی مگر چقدر قابل قبول است ملای جنگی است هیچ ملا مصلحی نداریم همه اش ملای کبر داریم ملای راکت داریم که می توان قبول کند تردید ها زیاد تر است. اگر یک ملا قسم بخورد قبول نمی کنیم.
امیر المؤمنینی که کذب در وجودش راه ندارد با قسم یاد کرد فرمود فوالله إنی لأولی الناس بالناس با قسم گفت به خدا قسم من نسبت به این مردم نزدیک تر از خودشانم اولی تر از خودشانم به تعبیر ما دلسوز تر از خودشانم. فو الله این حدیث شریف در نهج البلاغه است که پایگاهش محکم است به تعبیر یک عالمی که کتاب حدیثی نوشت یک دوره حدیث کامل نوشت در تاریخ معاصر بعد ادعا کرد که من از نهج البلاغه حدیثی نقل نکردم در این کتاب جامع حدیثی شیعه برای اینکه او را معتبر دانستم و مفروغ عنه می دانم. معتبر است در نهج البلاغه فرمود من از خودشانم به خودشان نزدیک ترم.
این آقایی که از خود ما نسبت به ما اولی باشد چه باید بکند غیر از سرپرستی غیر از رهبری غیر از دلسوزی غیر از جان فدا کردن چه باید بکند؟ قطعا به تعبیر ما فارسی زبانها به جای اینکه نان ما را برای خودش آجر کند خود را فدای ما بکند به جای اینکه آتش را به قرص نان خود راست کند نان ما را اول باید بپزد یک دلسوز چه کار می کند شما چه انتظار دارید امیر المؤمنین همه انچه را که ما انتظار داشتیم و بشر انتظار داشت انجام داد.
آخرین لحظات عمر علی بن ابیطالب امیر المؤمنین علیه السلام فرا رسید کم کم به اصل مصیبت و اصل مطلب برسیم و تا آن وقت من شنیدم که حضرت آقا در قم تشریف دارند انشاء الله برای نماز تشریف می آورند اگر تشریف آوردند که آوردند شما هم صلوات ختم بفرمایید ...
خوشحالیم که مرجع عالی قدر تقلید مرجع عالی دینی حضرت آیت الله در این جایگاه در این حوزه در این دفتر مبارک تشریف دارند و حتما انشاء الله از فیوضات ایشان مؤمنین برخوردار بودند امروز هم ما خوشحالیم که در این محفل ذکر امیر المؤمنین مجلس گرامی داشت حضرت تشریف آوردند از حضورش از نفس هایش برخوردار بشویم نه تنها از کلامش نه تنها از ذکرش که از تنفسهایش فضا معطر می شود و همه ما برخوردار می شویم.
خوش حالیم که امروز هم تشریف آوردند در این مقطع از این کلام که زمام بحث در اختیار شماست و جمله کلیدی را سرنخ را به دست آقا بسپارم که ما گفتیم علی بن ابیطالب در نهج البلاغه شریف با قسم و سوگند یاد کرد که فوالله إنی لأولی الناس بالناس از خود مردم به آنها نزدیک تر مقرب تر و دلسوز ترم. یک مقرب به جان ما چکار می کند شما چه انتظار داری یک مقرب به مردم تمام آن چیزهایی را که مردم انتظار دارد انجام می دهد به قیمت قربانی کردن خودش امیر المؤمنین علی بن ابیطالب مثل یک چنین روزهایی  در بستر بیماری افتاده است برق شمشیر با کمال تأسف سر مبارک او را تا مغز استخوان شکافته است اگر آن گونه که مورخان و خطبا می گویند این شمشیر با زهر هم آغشته شده باشد شما ببینید با فرق امیر المؤمنین چه کار کرده و فرق که شکافته شد با دل آدمی چه کار می کند جان آدم را می گیرد.
این روزها که مولا با فرق شکافته در بستر بیماری افتاده است خودش می گوید صادق مصدق است سند نمی خواهد محکم کاری نمی خواهد خودش می گوید در بستر بیماری افتاده بودم ملکتنی عینی هم عربی اش را بخوانم که بحث محکم شود در حضور حضرت آیت الله و هم ترجمه ای مختصر بکنم که مؤمنین هم شریک شوند فرمود چشم مرا یک کمی خواب برد حالت یقظه و خواب آلودگی حالت مکاشفه ای بین خواب و بیداری چشم مرا خواب برد در عالم نیمه خواب و نیمه بیداری فسنح لی رسول الله.
دیدم پیامبر در برابر چشمان من حاضر شد امیر المؤمنین می گوید ها! دیدم حاضر شد عبور می کند به تعبیر ما دامنش را گرفتم خوب جا آمدی یا رسول الله خوب وقتی آمدی وقتی که درد امیر المؤمنین را فلج می کند وقتی که زخم امیر المؤمنین را بی تاب می کند تمام غصه های تاریخی هم بر او هجوم می آورد تمام غصه های امت جان او را می کاهد خوب وقتی آمدی.
دامنش را محکم گرفتم و گفتم یا رسول الله ما ذا لقیت من أمتک من الأوَد و اللدَد یا رسول الله؟ این گرفتاری ها چه بود که از امت تو به من رسید؟ یک روز با چاه گفت آنچه که گفت به کسی معلوم نیست چه گفت یک روز با دامن پیغمبرش گفت گفت خوب وقتی آمدی شکایت کرد این گرفتاری ها از ناحیه امت تو به من رسید اینها چه بود؟ پیامبر دید امیر المؤمنین خیلی دردمند است گویا خیلی جانش می سوزد پرسیده باشد خیلی سختی کشیدی یا علی؟ فرموده باشد بله. یک جمله فرمود فقال ادع علیه علما گرفتند مردم هم بگیرند پیامبر به امیر المؤمنین گفت یا علی اینها را نفرینشان کن! حالا که درد امت تو را به ستوه آورده چاره ای هم نداری آنها را نفرین کن به نظر شما امیر المؤمنین چه رقم نفرین کرده باشد امت را؟ چه رقم بد دعایشان کرده باشد آقایان محترم مرجع عالی قدر تقلید! آقا نگفت که خدایا جنگ به جان اینها بینداز برای اینکه جنگ خانه آدمی زادان را خراب می کند نفرین نکرد که خدایا بچه های اینان را آواره کن که در هر خانه ای یک آواره ای باشد کل خانواده را روی کرایی بریان کند شغل نداشتنش خسته کند مدرسه نرفتنش خسته کند بیرون رفتنش خسته کند خانه نشستنش هم خسته کند نگفت خدایا بچه های اینها را آواره کند که دستش از همه چیز محروم باشد به هر چیزی که دست بزند خاکستر شود! نگفت اینها را مهاجر کن که بچه مهاجر اگر به زر هم دست بزند خاکستر می شود دستش پس زده می شود که حق دست زدن به هیچ چیزی را تو نداری نگفت بچه اینها را آواره کن نگفت سرزمین اینها را سوخته کن که اگر یک شمشیر بدست قداره ای شمشیر بدستش بیفتد گردن همه را می برد اگر یک گاو زنگی مستی آتش بدستش بیفتد همه زمین را خاکستر می کند یک روز سرزمین ما سرزمین ما سوخته شد. تجربه سوختن را ما داریم و ما اگر چه آن روز جهان اسلام به حال سرزمین سوخته ما ترتیب اثر نداد با کمال تأسف! به تعبیر مفتی اعظم استرالیا که گفته بود آمریکایی ها در آن سرزمین آمدند آن مردم ساکت نشستند و نگاه می کنند! کسی نباید این مردم را ملامت کنند که چرا قیام نمی کنند! آن روزی که آن سرزمین توسط غرب اشغال شد مفتی اعظم استرالیا رسما در روزنامه ها بازتاب یافت گفت کسی مردم مسلمان و انقلابی افغان را ملامت نکند که چرا در برابر غرب اقدام نمی کند! زیرا آن روزی که سرزمین اینها آتش گرفته بود هیچ مسلمانی به داغ اینها نسوخت به حال سرزمین سوخته ما کسی نسوخت تا این آتش کل جهان اسلام را فراگرفت.
امروز همه سرزمین ها را تر و خشک را می سوزاند و به هیچ جنگلی هم رحم نمی کند نگاه کنید از عراق تا شام را یک سره می سوزد و این اتش نمرود همچنان سرزمینها را خاکستر می کند! هیچ کسی هم دلسوز نیست ان روز هم به امیر المؤمنین که همین دادرسی شکایت کرد پیامبر فرمود ادع علیهم؛ نفرینشان کن! نفرمود سرزمین اینها را سوخته کن چون می دانست خیلی خطر دارد آقایان یک جمله گفت فرمود ابدلنی بکذا و کذا و ابدلهم فرمود خدایا علی را از این مردم بگیر همین. اگر قرار است که این مردم قدر علی را نداند خدایا علی را از اینها بگیر من را راحت کن و اینها را هم راحت کن. گویا دعای امیر المؤمنین مستجاب شد و خدا علی را از اینها گرفت. و چه ماند که نگرفت علی را گرفت برای این مردم چه ماند؟
به نماز وصل می کنم هوای حاج آقا را هم دارم حرف ما را خسته نکنم امروز اگرچه دلمان می خواهد در کنار بازوان مرجع عالی قدر سر زخمی خود را بر این دیوار تکیه کنم! این سایبان و این سقف سقف مرفوع سایبان این امت، سایبان تمام آواره های تشنه کام است. من بارها در جای دیگر گفتم گفتم چند تا سقف برای آواره ها وجود دارد به هر دلیلی که شما تصور کنید جای دیگر خنک نمی شود سرشان را به کدام دیواری نمی گذارند حالا بحث دلیلش نیست می دانید به چه دلیلی نمی گوییم به چه دلیلی.
هر کس هر جایی نمی رود، سرش را هر جایی نمی گذارد دلش می خواهد یک جایی یک سایه ای یک شانه ی استواری پیدا کند که سر زخمی خود را روی شانه بگذارد روی شانه ای بگذارد که بعد او دست نگذارد که برو از کنا رمن دور شو این است. سر زخمی دست که بزنی که برو زخمی تر می شود. این امت در مجموع بخشی از این مردم سر زخمی شان را دیده های پر اشکشان را روی شانه مرجع می گذارند. از مرجعشان نان نمی خواهند از هیچ مرجعی این مردم آب نمی خواهند نان نمی خواهند والله نمی خواهند پیسه نمی خواهند والله نمی خواهند از مرجعشان یک جو کلمه طیبه می خواهند فرمود خرما ندارید به مردم بدهید؟
می گوید من ندارم. صدقه بدهید ولو بشقّ تمرة یک جو کلام خوب می خواهد این مردم از کل جهان اسلام از مراجعشان همین انتظار را دارند اگر نشود دلشان بد می شود. در کنار مرجع تقلیدشان مرجع عالیشان صرف یک مرجع نیست یک ملجأ هم هست آرزوهایشان را می بیند وجودشان را می بیند تسکین می شود در این روز مصیبت روز عظمای مصیبت توفیقی داریم شما و ما هم کنار مضجع شریف حرم کریمه اهل بیت فاطمه معصوم کنار مرجعیت حرف می زنیم طولانی نشود منظور این است.
امیرالمؤمنین در بستر بیماری که افتاده بود این جمله ها را گفت جالب این است که آخرین وصیت ها خود را هم امیر المؤمنین انجام داد.
آقایان محترم آقایان علما یک جمله امیر المؤمنین یک خطبه دارد در نهج البلاغه یک جمله اش این است ضایع نشود من به طلبه ها می سپارم به مؤمنین هم می سپارم مؤمنینی که زیر این سقف در کنار فضای تنفسی آقام می آیند حتما خودشان نورانی اند دیگر باید این ها را شنیده باشند. یک خطبه دارد امیر المؤمنین بعد در آن خطبه یک جمله است آنجا که خودش خطبه می خواند یک بار سوز دلش بالا می آید خیلی زخمی بود امیر المؤمنین خیلی دلش سوخت. یک بار دلش سوخت این جمله را گفت الیوم انطق لکم الأجماع ذات البیان.
در وسط سخن پرید گفت مردم امروز یک آدمی که زبانش بسته شده بود زبان خود را باز کرد. کسی که حرف نمی توانست حرف بزند مصلحت نمی دید حرف بزند فرمود امروز حرف می زند. وقتی فرق کسی شکافته باشد به نظر شما چکار باید بکند تازه فرقش شکافته در بستر افتاده اول حرفش آمده آخرین وصیت های خود را علی در حالی کرد که به نظر ما زبانش باید بسته باشد تازه زبان مبارکش باز شده بود.
بسم الله الرحمن الرحیم اوصیکما... اینها مثل فارسی خیلی هایش نیاز به ترجمه ندارد عربی است. هذا خذ ذا. اینها کلام شیرین مولای ماست اینهاست که مولا را مولا کرده اینهاست که ما را عبد کرده است. این کلمات از زبان امیر المؤمنین پریده است. هذا خذ ذا. وصیت های امیر المؤمنین در بستر است. اوصیکما و جمیع اهلی و من بلغ کتابی شما دو تن را حسنین را و جمیع اهلم را و تمام کسانی را که روزی نامه من به دستش خواهد رسید انشاء الله کتمان نشود و به دست شیعیانم برسد. بتقوی الله. دیگر به چی وصیت می کنی؟ و نظم امرکم این هم معلوم است و اصلاح ذات البین. به کدورت دو تا برادر مؤمن که آشتی بدهید وصیت می کنم.
فإنی سمعت جدکما یقول اصلاح ذات البین افضل من عامة الصلاة و الصیام از یک سال روزه تمام و نماز تمام ثوابش بیشتر است. اوصیکم بکذا و کذا و کذا و کذا. الله الله فی الایتام خدا را خدا را در باره یتیمان آخرین وصیت های یک رهبر اسلام و ولی خدا. ولی خدایی که در آسمان پرواز می کند و زمینی وصیت می کند الله الله فی الایتام نباید حقشان ضایع شود الله الله فی جیرانکم مفهوم بود دیگر بگیرید الله الله فی جیرانکم خدا را خدا را درباره همسایه ها این جمله اش مهم است آخر مردم علی فرمود آخر مردم فإنه وصیة نبیّکم.
آخر مردم فراموش نکنید که پیغمبر شما درباره همسایه صحبت کرده اینها مورد وصیت نبی شما بود چه زود همسایه ها را فراموش کردید آیا می دانید در بغل دستی شما چه می گذرد؟ ایا افطار داشتند یا نداشتند؟ آیا سحر داشتند یا نداشتند؟ آیا در گرمای 50 درجه بالای صفر تابستان امسال کاسبی داشته است که نانی روی سفره عیالش بگذارد؟ آیا دستش را از کار گرفته اید بسته اید یا آزاد گذاشته اید؟ به تعبیر روشنفکر خطیب دیروز که از تلویزیون پخش شد و من برنامه ندارم حرف بعضی ها را نقل بکنم به تعبیر او که می گفت اگر کسی به زمین افتاده باشد کسی به دادش نرسد آیا نام خود را می تواند آدمیزاد بگذارد.
الله الله فی القرآن فإنه کذا و کذا این کتاب آسمانی امانت به دست شماست مواظب این کتاب باشید الله الله فی الصلوة فإنّه عمود دینکم خدا را خدا را برای نماز که ستون دین شماست. الله الله فی بیت ربّکم خدا را خدا را درباره خانه خدای شما. نگذارید در خانه شما بت حکومت بکند حالا معلوم می شود امیر المؤمنین برای تطهیر بیت شریف وصیت می کرده معنایی داشته است مگر این بیت شریف را چکار بکنیم نگذارید این خانه بتخانه شود نگذارید در اینجا جبار حکومت بکند که به حرف هیچ مسلمانی هم گوش نکند به حرف برادر مسلمان خود گوش نکند.
به تعبیر رهبری این جمله از ماست اولش آخرش از رهبری باید باشد نگذارید در این خانه کسی حکومت بکند که در ماه های حرام جنگ را شروع کند نگذارید این خانه نامطهر بماند که جمله ای را در صدر سخن عرض کردم مرجع عالیقدر حضور نداشت نمی دانم خود آقا چه مقدار اخبار جاری به گوشش می رسد اجازه بدهید این را برای مرجع عالیقدر تکرار کنم.
مرجع عالیقدر خانه خدا وضعش به گونه ای رسیده که در ماه حرام جنگ آغاز می شود و بعد ماه مبارک رمضان فرا می رسد و بعد یک نفر غیر مسلمان با وجود همه علمای جهان اسلام رهبری های مقتدر دنیای اسلام که سعی همه شان مشکور باد با وجود یک میلیارد و نیم مسلمان با وجود همه وضعیت جهان اسلام وقتی جنگ در ماه مبارک رمضان ادامه پیدا می کند یک غیر مسلمان از رهبری ام القری از حاکم مکه ومدینه می خواهد که شما به احترام ماه مبارک رمضانتان کشتار را ترک کنید و او هم تره خورد نمی کند همان آش و همان کاسه.
ماه مبارک رمضان به پایانش می رسد صد روز یک ملتی فقیر تر از ما. می گویند کشتن بد است مظلوم کشی بدتر است این را دین به ما یاد داده است شریعت به ما یاد داده است اتّقوا دعوة المظلوم فإنّها شرارة؟ آدم کشی بد است مظلوم کشی بدتر است دیروز پریروز روایتی را دیدم در کتاب حدیثی فرمود دعای مظلوم مستجاب است اگرچه کافر باشد در حضور مرجعیت حدیث می خوانیم. اتقوا دعوة المظلوم ماه رمضان به پایانش رسید صد روز هم به پایانش رسید یک ملتی فقیر تر از ما. ما دلمان به حال خودمان می سوخت مظلوم تر از ما هم بوده در جهان. ماه مبارک رمضان به پایانش رسید ولی کشتار به پایان نرسید یک آقای غیر مسلمانی از جهان اسلام می خواهد و کسی به آن ترتیب اثر نمی دهد.
امیر المؤمنین فرمود الله الله فی بیت ربکم جمله های آخر مصیبت من هم باشد آقایان مؤمنین امیر المؤمنین فرمود بعد از مرگ من شمشیر نگیرید جوی خون برای مسلمین راه بیندازید نباید قتل عام کنید نباید جنگ راه بیندازید درست است توطئه های پشت سر زیاد است ولی فقط یک نفر آمده مرا شمشیر زده است امیر المؤمنین می گوید جوی خون به خاطر من در جهان اسلام راه نیندازید الا لا تقتلنّ بی إلا قاتلی. مواظب باشید به خاطر من احدی را نکشید مگر یک نفر را که قاتل من باشد. فانظروا نگاه کنید مواظب باشید إذا أنا متّ من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة! مواظب باشید اگر من از این ضربت فوت کردم و به تعبیر ما به شهادت رسیدم مواظب باشید به قاتل فقط یک ضربه بزنید این را می گویند عدالت علی، قصاص علوی عدالت جاری علی بر قاتلش. فاضربوه ضربة بضربة چون او یک ضربه زده او را هم یک ضربت بزنید. بعد هم فرمود: و لا تمثّلوا بالرّجل یک وقتی شمشیر نگیرید این را تکه و پاره کنید یک وقتی قلب او را بشکافید جگر او را در بیاورید به دندان بکشید که بابای ما را کشته است یک وقت هوس نکنید پاره پاره کنید و لا تمثلوا فإنی سمعت رسول الله یقول ایاکم و المثلة و لو بالکلب العقور. برای اینکه از پیامبر شنیدم که حتی سگ درنده و گزنده را تکه پاره نکنید.
این تمام حرف امیر المؤمنین بود و تمام حرف من برای شما بود. اعظم الله اجورنا و اجورکم.
روز ضربت خوردن امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علی علیه السلام است امشب و امروز بر ملائک چه گذشته باشد امروز بر زمینیان چه گذشت انا لله و انا الیه راجعون ندا رسید تهدمت والله ارکان الهدی. دیروز و امروز بر مسلمانها چه گذشته باشد. یک جمله امیر المؤمنین دارد فرمود مردم وقتی پیامبر شما درگذشت سر او بر روی سینه من بود و لقد قبض رسول الله و إن رأسه علی صدری إنی ولیت الغسل و الملائکة اعوانی. جمله آخر من باشد ذکر مصیبت، جا دارد از جهان اسلام بپرسیم وقتی پیامبر اسلام رحلت کرد سرش روی سینه علی بن ابیطالب بود وقتی امیر المؤمنین رحلت فرمود سرش کجا بود زیر برق شمشیر ابن ملجم. وقتی پیامبر رحلت فرمود سرش روی سینه امیر المؤمنین بود وقتی حسین بن علی به شهادت رسید سرش کجا بود... زیر برق شمشیر ها در کربلا
لا یوم کیومک یا ابا عبدالله
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم یا الله
پروردگارا جهان اسلام به سوی صلح و امنیت هدایت بفرما
عاقبت ما عاقبت مسلمانها عاقبت مؤمنین ختم به خیر بفرما
پروردگارا در ماه مبارک رمضان عبادات مؤمنین مسلمانها مقبول بفرما
پروردگارا دعاهای مؤمنین در حق همدیگر مستجاب بفرما
مراجع عالی تقلید مراجع عالی دینی حوزه های علمیه مرجع عظیم الشأن تقلید حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی در پناه امام زمان حفظ بفرما
این دفتر شریف و بابرکت را این سقف را به روی امت اسلام بلند نگهدار
قلب ولی عصر را از همه ما شاد بگردان
تعجیل در ظهور حضرتش بفرما
بحق الحق و النبی المطلق بحق سوره مبارکه فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.
 


نوشته شده توسط : مدیریت سایت
تاریخ انتشار:
1394-05-10