315 9 1389/03/19
مرجعیت

با توجه به اینکه شیعیان افغانستان اعتقاد و اطمینان کامل به اخلاص، صداقت، تقوا، تعهد، فضل وعلم حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی) داشتند. بطور جدی از معظم له تقاضا نمودند، که در شرایط فعلی افغانستان و به خاطر ضرورت های شرعی و ملی که ایجاب می کند و به دلیل جامع الشرایط بودن ایشان، رسالت سنگین و مسئولیت عظیم مرجعیت شیعیان افغانستان را بپذیرند.  در برابر دشمنان و عاملان طرح نابودی و حذف شیعیان افغانستان، از عرصه های سیاسی، اجتماعی ، جامعه تشیع را یاری دهند با توجه به این تقاضای سراسری و جدی شیعیان افغانستان به ویژه روحانیت، مدرسین و طلاب، معظم له نیز احساس تکلیف و وظیفه ای شرعی نموده در تاریخ 23/6/1373 هجری شمسی،  این رسالت سنگین الهی را پذیرفتند.


حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی) بعد از پذیرش مسؤلیت عظیم مرجعیت، درس «خارج فقه» را در حوزه علمیه قم، از اول کتاب خمس(عروة الوثقی) در حسینیه نجفیها شروع نمودند. که با استقبال گرم علماء، فضلاء، مدرسین و طلاب جوان مواجه گردید. از آنجای که معظم له در رشته های مختلف علمی چون: ادبیات عرب، اصول، فقه، رجال، کلام تسلط کافی و ید طولانی دارد لذا در تدریس نخست نظرات و دید گاه های دیگران را با دقت و قدرت علمی بررسی و تحلیل نموده سپس دید گاه خودش را بیان می فرماید. معظم له بعد از پذیرش مرجعیت بدون وقفه(غیر از ایام تعطیل حوزه) مشغول تدریس فقه می باشد و تا کنون کتاب های خمس، اجتهاد و تقلید، و کتاب طهارت ....را تدریس نموده و بنا به اقتضاء شرایط افغانستان وضرورت قضای «کتاب قضاء» را نیز تدریس نموده است.


واقعا وجود معظم له تحول بزرگی را در جامعه ی شیعه ی افغانستان به وجود آورده ، برای علماء روح امید و برای جوانان شور و نشاط و برای ملت آگاهی به مسائل شرعی به ارمغان آوردند.


بعد از مرجعیت ایشان هزاران استفتاء از مهاجرین افغانستانی مقیم جمهوری اسلامی ایران ، پاکستان، کشور های عربی، اروپای، شرق آسیا و ...  همچنین از داخل افغانستان صورت گرفته وتو سط واحد پاسخ به سؤالات دفتر ایشان با نظارت مستقیم معظم له پاسخ داده شده و از این طریق بسیاری از ابهامات و مسائل شرعی حل گردید و مؤمنین به وظایف شرعیه شان آگاه شدند.


ادام الله افاضاته و ظله علی رؤوس المسلین


 

توجه

ارسال دیدگاه

نظرات کاربران

  1. با سلام و درود. دو نکته: 1. مطلبی که را ایراد فرمودید مبنی بر این که ایشان (آیت الله محقق کابلی) پس از بررسی نظرات سایر فقها و بیان آراء آن ها، نظر خودشان را ایراد می نمایند خوب این امر برای کسی که ادعای مرجعیت را دارد خیلی حائز اهمیت نمی باشد زیرا اگر غیر از این باشد مایه تعجب است. 2. فرمودید که ایشان در رشته های مختلف علمی که در بالا ذکر کردید تسلط دارند، آیا می توانند بدون تسلط به این رشته ها ادعای اجتهاد نمایند؟ 3. با این که بنده برای ایشان به عنوان یک عالم دینی احترام قائلم و ایشان را از بزرگانی می دانم که حضورشان در جامعه روحانیت افغانستان باعث دلگرمی شیعیان افغانی است، اما باید عرض کنم که شما باید مطالبی را در بیان فضل ایشان ایراد کنید که واقعا بتوان از آن ها به عنوان امتیاز برای یک مرجع دینی یاد کرد نه این که بفرمایید ایشان در رشته هایی مثل ادبیات و اصول و فقه و... تسلط کافی دارند. کسی به این علوم تسلط کافی نداشته باشد چگونه می تواند فتوا صادر کند و یا ادعای اجتهاد نماید؟ 4. با توجه به این که ایشان در انتقال مطالب و ایراد سخنانشان بیان جالب و دلنشینی ندارند، سعی کنید مطالبی را ذکر نمایید که به دور از مبالغه و افراط باشد.
  2. با سلام و درود بر شهدای افغانستان چند نکته را لازم میدانم: 1. در امر مرجعیت ایشان بزرگانی چون مرحوم آیت الله محقق خراسانی، شهید مزاری و دیگر علمای افغانستان نقش داشته اند اگر یادی شود بد نیست. 2. این برادر رضا که به مطالب شما ایراد وارد کرده خودش ابتدا وعده داده که دو نکته را ذکر می کند اما به چهار تا رسیده است این یعنی دروغ. 3. ایشان نمی داند که شیوه تدریس سطوح عالیه چگونه است ابتدا در این زمینه به دانشش بیافزاید سپس اظهار نظر کنند فکر کنم از طلبه های است که اسما و به سطوح اشتغال دارند. جهت اطلاع ایشان عرض میکنم که شیوه تدریس سطوح دو گونه است: الف) یکی اینکه فقیه پس از بررسی نظرات سایر فقها و بیان آراء آن ها، نظر خود را بیان می کند. ب) روش دیگر (که ممکن است مایه تعجب این دوست شود) این است که فقیه اصلا به نظرات سایرین کار ندارد او مستقیما مساله را طرح می کند و از آیات و روایات یا عقل و اجماع(اگر باشد) حکم آن را بیان می کند که درست ترین شیوه این است. بررسی نظرات سایرین فقط جهت اطلاع شاگردان است و الا ارزشی فتوای ندارد در کجا گفته بررسی نظرات دیگر فقها جزء اجتهاد است؟ حال که این شیوه مرسوم است بماند. 4. آیا تسلط بر مبانی اجتهاد فضل نیست؟ مگر نمی دانی بعضا که این عنوان را دارند در خواندن متن عربی مشکل دارند؟ تا چه رسد به تسلط. البته قبول دارم که حضرت آیت الله خیابان را خیابون و نان را نون نمی گوید که این دوست من اعتراض دارد.
  3. in shakhse nashenas ke nazar dade hanooz farghe 2va4 ra nemidoone miyad dar movrede ye marjae bozorg ezhare nazar mikone barash moteasefim. man marjae azizemoono az hame nazar ghabool daram. va arezooye salamati va toole omr barashoon mikonam.
  4. in shakhse nashenas ke nazar dade hanooz farghe 2va4 ra nemidoone miyad dar movrede ye marjae bozorg ezhare nazar mikone barash moteasefim. man marjae azizemoono az hame nazar ghabool daram. va arezooye salamati va toole omr barashoon mikonam.
  5. in shakhse nashenas ke nazar dade hanooz farghe 2va4 ra nemidoone miyad dar movrede ye marjae bozorg ezhare nazar mikone barash moteasefim. man marjae azizemoono az hame nazar ghabool daram. va arezooye salamati va toole omr barashoon mikonam.
  6. بسیار عالی بود میخواهم هر روز از این سایت بازدید نمایم و سوالاتم را چگونه مطرح کنم با تشکر افغانستان بلخ
  7. ba tashakor az etelaati ke dar movrede marjae azizeman dar ekhtiyarema gozashtid.az khodavande manan sepasgozarim ke alemi rabani chon mohaqeqe kaboli az melate mazloome afqanestan be vojood avarde, ke mayeye sar bolandi va eftekhare afqanha hastand ba arezooye toole omr va salamati baraye ishan.
  8. be name allah ba tashakore faravan va khastanabashed az hamaye shoma bozorg varan. be nazare banda hama chez khob hast darr in website, amma faghat be nazare man agar shoma azizan dar javabe soalat az jomlahaye sadatar va kameltar estefada bokoned behtar ast chom afrady mesle shakhse banda ke dar New zealand hastam va savade farsi kamy daram mafhome baaze az kalamat barayam khayly sakht mebashad va motmaenam ke afrade mesle man zeyad hastan ke jomlahaye sakht ra nafahmand amma afrade ba savad tar metavanan jomlahaye sada ra befahmand. ba tashakor
  9. ادام الله افاضاته و ظله علی رؤوس المسلین