هجرت و جهاد

تصویر معظم له در دوران جهاد

با وقوع کودتای ننگین7 ثور 1357 در افغانستان عرصه ی کلیه فعالیتهای مذهبی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای تمام اقشار جامعه، بخصوص برای علما ء مذهبی متفکران و فعالان سیاسی و حوزه های علمیه روز بروز تنک تر می شد و حاکمیت پلیسی و جو اختناق روز بروز شدت پیدا می کرد. رژیم وقت در سراسر افغانستان به تعقیب و توقیف علماء و روحانیون مبارز می پرداخت، نقطه آغاز این دستگریهای وسیع شهر کابل بود بسیاری از علماء و دانشمندان، روشنفکران و عناصر انقلابی، بزرگان اقوام و افراد متدین توسط رژیم دستگیر و راهی زندان شدند و بعضی بلافاصله به اعدام محکوم گردیدند.

در این میان خوشبختانه تعدادی از علماء، دانشمندان و روشنفکران انقلابی و مسلمان با استفاده از فرصت ها توانستند خود را به بیرون از مرزهای کشور بکشند و مبارزات وسیعی را علیه رژیم در خارج از کشور و در عالم هجرت آغاز نمایند.

از جمله ای این افراد حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) است، در ماه دلو (دیماه) 1357 وقتی به ایشان خبر می رسد که تحت تعقیب رژیم قرار گرفته است مجبور می گردد که کابل را ترک نماید از آنجا به قندهار سپس از مرز( اسپین بُلدک) از افغانستان خارج گردیده وارد پاکستان می شود. به محض ورود ایشان به پاکستان احزاب جهادی افغانستان، مقیم پاکستان مانند حزب اسلامی ، جمعیت اسلامی و... هر کدام جداگانه از ایشان دعوت به همکاری می نمایند، برخی اشخاص پیشنهاد اقامت در کویته را می دهند ولی هیچ  کدام از اینها مورد پذیرش معظم له قرار نمی گیرند، در نهایت تصمیم می گیرد که به جمهوری اسلامی ایران هجرت نماید. از آنجای که در آن زمان انقلاب اسلامی، به رهبر حضرت امام خمینی(ره) در ایران شکل گرفته بود، ایران شرایط خاص وممتازی در منطقه داشت. لذا جای بسیار مناسبی بود برای فعالیت های جهادی. علاوه بر این بسیاری از عناصر انقلابی شیعی و مخالفین رژیم حاکم بر کابل در ایران حضور داشتند. از این رو معظم له به ایران عزیمت می کند. و ایران را بهترین و مناسب ترین محیط برای فعالیت های علمی و جهادی خود می داند.

 ناگفته نماند که معظم له  به خاطر اهمیت دادن به جهاد مردم افغانستان، در طول مدت کوتاهی اقامت خود در کویته پاکستان به اتفاق عده ای از مهاجرین افغانستانی "سازمان دفاع از حریم اسلامی" را تأسیس می کند. بعد از ورود  ایشان به جمهوری اسلامی ایران و اقامت در شهر مشهد مقدس، نیز با استقبال مهاجرین و رهبران جهادی افغانستان مقیم ایران قرار می گرد و هر کدام به نحوی از ایشان تقاضای همکاری می کنند از جمله آیت الله محسنی (رهبر حرکت اسلامی) از قم می آید و از ایشان دعوت به همکاری می کند و بالاترین سمت حزبی را برای ایشان پیشنهاد می نماید.

 اما آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) به دنبال اهداف عالی تری است و تلاش می کند تا کاری را انجام دهد که به خیر و صلاح تمام فعالان جهادی باشد و آن ایجاد وحدت و هماهنگی در میان نیروهای جهادی است. از این رو به محض ورود در شهر قم تلاش های وحدت طلبانه خود را آغاز می کند به این منظور "سازمان دفاع از حریم اسلام" را که در کویته پاکستان تأسیس نموده بود، تبدیل به "اتحادیه ی علماء" می نماید، و همراه با عدّه ای زیادی از علماء گروه ها را به وحدت و انسجام دعوت می کنند و پس از ده ها جلسه و گفتگو بین مسئولین و رهبران جهادی در نهایت "حزب اتحاد انقلاب اسلامی" را پایه گذاری می نمایند، گروههای جهادی تشکیل دهنده ی این اتحاد عبارت بودند از:

1ـ سازمان نصر 2ـ حرکت اسلامی ـ 3ـ نهضت اسلامی 4ـ شورای اتفاق اسلامی 5ـ نیروی اسلامی 6ـ جنبش مستضعفین 7ـ اتحادیه ی علماء افغانستان.

حزب اتحاد انقلاب اسلامی، تقریباً به مدت دو ماه تحت این عنوان به فعالیتهای جهادی خود ادامه می دهد، اما این حزب به دلیل آنکه اولاً ساختار تشکیلاتی مناسب نداشت و ثانیاً برخی از گروه های جهادی مانند: اسلام مکتب توحید ، سازمان رعد و سازمان مجاهدین خلق افغانستان در آن شرکت نداشتند. از طرف احزاب جهادی  پیشنهاد می شود که «جبهۀ مؤتلفه» تشکیل شود در این راستا « جبهۀ آزادی بخش انقلاب اسلامی افغانستان» مرکب از ده گروه جهادی شکل می گیرد وحضرت آیت الله العظمی محقق(مد  ظله العالی) نزدیک به یک سال در کادر رهبری این جبهه به فعالیتهای جهادی خود ادامه می دهد، اما متاسفانه تشکیلات این جبهه، در نتیجۀ تکروی بعضی ها و دخالت های بی مورد بعضی دیگر، بعد از یک سال بهم می ریزد واز بین می رود وگروههای جهادی تشکیل دهنده این جبهه به حزب قبلی خود باز می گردند، روند تعدد گرائی وفاصله گیری تا مدتها ادامه می یابد، تلاشها وگرد همایی ها، در طی این سالها نتیجه ای نمی بخشند!

در اوائل دهه 60 جریان جهادی جدیدی بنام «پاسداران جهاد اسلامی» به رهبری عده ای از علمایء و روحانیون مبارز در عرصه مقاومت اسلامی ظهور نموده وتشکیل می گردد، حضرت آیه الله العظمی محقق «اتحادیه علماء» را به «پاسداران جهاد اسلامی» ادغام می نماید و تا سال ها ایشان در سطح شخصیت اول «پاسداران جهاد اسلامی»، انقلاب در افغانستان را همراهی و بلکه رهبری می نماید و همگام با مجاهدین، روحانیون وملت شریف و مقاوم خویش در خط اسلام ناب محمدی(ص) فعالیت ومبارزه می نماید.

بعد از سالها و مدتها فعالیت، تحت این پوشش و عنوان جهادی همراه با سایر رهبران جهادی، در طی یک تلاش مشترک، یک جریان ائتلافی جدید را مرکب از گروه های جهادی شیعه در ایران بنام «شورای ائتلاف انقلاب اسلامی افغانستان» تشکیل می دهند ومدتها تحت این عنوان، بکار و فعالیت های جهادی خود ادامه می دهد، در آن زمان انصافاً تشکیل «شورای ائتلاف» مهمترین و نخستین گام درجهت  وحدت کامل نیروهای شیعی بود، طی این مدت نقطه نظرات بهم نزدیک شده می رفت و زمینه ها فراهم می گردد.

تا اینکه بالاخره بعد ازده سال تعدد گرایی در بستر انقلاب اسلامی و چشیدن شرنگ تلخ تفرقه این شب سیه به پایان می رسد، فرشته نجات جامعه ی شیعیان افغانستان از پس ابرهای تیره وافق  تاریخ و غمزده ی کشور، بدرخشش می نشیند، این خورشید و فرشته ی نجات همانا «ظهور حزب وحدت اسلامی افغانستان است» که در داخل کشور و در استان باستانی بامیان، به همت رهبران جهادی، قو ماند انان و سنگر نشینان به وجود می آید، آری «پایان شب سیه سفید است».

با ظهور حزب وحدت اسلامی درعرصه ی مقاومت اسلامی افغانستان، که تبلور قدرت شیعیان افغانستان است، فعالیت ها و تلاش های صادقانه ی حضرت آیت الله العظمی محقق(مد ظله) سرعت و اوج تازه ای می گیرد وهمگام با موج خروشان ملّت وحرکت سنجیده و متشکل رهبران جهادی مقاومت شیعه، در جهت تحکیم پایه های وحدت و عینیت هر چه بیشتر آن تلاش می نماید، حزب وحدت اسلامی افغانستان را مورد تأیید وحمایت خویش قرار می دهد و برای حمایت و همراه شدن با حزب وحدت، هیچ نوع پیشوند، پسوند و شروط و قیود چندگانه را به عنوان یک مجتهد و فقیه مجاهد و رهبر یکی از جریانهای جهادی پیش کش نمی نماید، حزب وحدت اسلامی را به مصلحت شیعیان می داند و در محافل مختلف، علماء و مهاجرین، مردم و گروه های جهادی را که هنوز حرف داشتند (گرچه نمایندگان آنها در داخل میثاق وحدت را امضاء کرده بودند) به حمایت از حزب وحدت اسلامی و ادغام به آن ترغیب وتشویق نمودند، حتی حرکت در جهت خلاف این جریان را تحریم کردند!

در سال 1370 به منظور شرکت درنخستین کنگره حزب وحدت اسلامی افغانستان، با تحمّل مشکلات فراوان موجود در راه همراه باجمعی دیگر از رهبران جهادی و اعضاء شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان، عازم بامیان مرکز حزب وحدت اسلامی افغانستان میگردد وتا منطقه (موسی قلعه) در داخل افغانستان به سفر ادامه می دهد، علیرغم مشکلات وخطرات موجود در راه و مهمتر از همه جریان جنگ  در منطقه ی (ناوه میش)، تصمیم به ادامه مسافرت می گیرد تا بالاخره خود را به بامیان محل برگزاری کنگره برساند اما با تقاضای جدّی برگشت همراهان رو برو می گردد و بالاخره از ادامه سفر منصرف گردیده و به جمهوری اسلامی ایران بر می گردد. حضرت آیت الله العظمی محقق(مد ظله)  در حمل (فروردین 1371) از سوی حزب وحدت اسلامی افغانستان به عنوان دبیر شورای عالی نظارت بر حزب وحدت اسلامی انتخاب می گردد.

درپایان این قسمت لازم می بینیم که اشاره ای گذرا به خدمات علمی و حوزوی ایشان در زمان هجرت داشته باشیم:

یکی از خصوصیات معظم له حاکمیت نظم دقیق در زندگی است، که تمامی ساعات زندگی ایشان تقسیم بندی شده است وهربرنامه و پروگرام،درساعات و اوقات معینی باید انجام بگیرد، در عین حال که  در طول چهارده سال مهاجرت تلاشهای گستردهای در راستای پیروزی انقلاب اسلامی افغانستان و توحید صفوف نیروهای جهادی انجام داده اند، اما از فعالیتهای علمی وتحقیقات حوزوی و تدریس نیز هرگز غافل نبوده است و با نظم خاصی، نصف از وقت خود را به تحقیقات وتدریس درحوزه علمیه قم اختصاص می دهد ونصف وقت خود را مصروف فعالیت های جهادی می نماید، چند سال اول از این چهارده سال را درحوزه علمیه به تدریس دوکتاب سنگین و دو متن بسیار مهم درسی یعنی «مکاسب» شیخ انصاری"ره" و «کفایة الاصول» آخوند هروی خراسانی"ره" میپردازد.

 

 


نوشته شده توسط : مدیریت سایت
تاریخ انتشار:
1389-03-19